تبلیغات
.:: حس زندگی ::. - عید و خونه تکونی

.:: حس زندگی ::.

* ...خدا همیشه تو لحظه های سخت نزدیک ترینه *

عید و خونه تکونی

سلام سلام سلااااااااااام!

احوالات؟!؟چه خفراااا؟!؟نزدیکی های عید و خونه تکونی وخرید و کیف وکفش و مانتو و شال و........

جونم براتون بگه که من هر سال تو خونه تکونی ی خراب کاری به بار میارم پارسال با خواهرم اینا داشتیم کشتی می گرفتیم ک شیشه ی در رو شیکوندم!!!پیارسالم پای مبارک رو گذاشتم رو تابلو و شیشه ی اونو شیکوندم و ....

واما امسال:

فرشمونو داده بودیم  وا3 شست و شو (حالا گفتن نداره ولی MADE IN KASHANE)  آوردیمو پهنش کردیمنگو ک ی سینی چایی هم رو زمین بود و منم داشتم  با داماد گرانقدر شوخی می کردم ک وااااااااااااااااااای خدا جونم یه هو چایی ریخت رو فرش!!!!!(حالا قیافه ی من دیدنی بود!!!)

دِبُدو سر یخچال و ماست رو وردار با ی قاشق و بیفت به جون فرش بیچاره ک بتونی آثار جرم رو پاک کنی!!!بالاخره با کمک داداش محسن با هر بدبختی شده آثار جرم رو پاک کردیم!

منم هر سال خراب کاری هامو می ذارم پای قضا و قدر  و اینکه بلا هارو با کارم تو سال جدید از بین می برم جالب انجاس ک حتی ی اتفاق کوچیک هم  برام نمی یفته!!!نه شیشه هه رفت تو پام و بدنم و  نه اینکه پام سوخت!!!

بالاخره دیگه بچه سیدیم خُببببببببببببببببب!!!

(شما هم خاطراتتون رو برام بگین)

راستی ی سوال؟!؟!؟!............

1.اتفاقای خوب  و  2.اتفاقای بد سال 1390

ج سوال 1.عروسی خواهرم

ج سوال 2.از دست دادن یکی از دانش آموزای مدرسمون.پرستوی فرزانگان پرکشید.(برای شادی روحش صلوات)

منتظر جواباتون هستم!!!

 

 



[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ Ghazal-eh ] [ عید و خونه تکونی() ]