تبلیغات
.:: حس زندگی ::. - خدایااااااااااااااااااا

.:: حس زندگی ::.

* ...خدا همیشه تو لحظه های سخت نزدیک ترینه *

خدایااااااااااااااااااا


آخ خدا.....

دیگه بریدم.....

خستممممممم!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه از درس خوندن....از خودم....از وضعیتم.... از اشک ریختن....

از اینکه منطق و احساسم روبروی هم ، نقطه ی مقابل هم واستادن....

3 هفته....

اونایی ک تو این مدت کنارم بودن میگن تلاشت خوب و قابل قبول بوده..

پس چرا درصد ها و ترازم اینو نشون نمیده!!!!

این 3 هفته بگذره...

دیگه طاقت ندارم....

دیگه حوصله ندارم

دلم وا3 قهقه های بیخیالیام و شیطونیام تنگ شده...

خوبببببببب نیسسسسسسسسسسممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!

مامانم هم دیگه خسته شده...

از اینکه یه صفحه میخونم یه "هعیییی" میکشم....

از اینکه میاد میبینه چشام سرخه و دارم گریه می کنم!

ولی بازم شکرت می کنم

بهترین اتفاق زندگیم بود ک یه سال بمونم! :)

دلم می خواست تهران قبول بشم و برم پیش "نفیس" ک مثه همیشه با آرامش خاصی ک تو 

چهره و اخلاقش داره باشم...

یکی از آرزوهامه برا بار اول ک میخام برم مشهد با نفیسه باشم!

"نفیسه" ، نفیسِ من... دلم برات یه ذره شده خانم دکتر با لیاقتم....

فک کنم نزدیک 4 ساعته ک مدام دارم گریه میکنم... درس با چاشنیه گریه!!!!

من رتبه ی تاپ نمیخام ینی حق ندارم ک بخوام....

اما رتبه ی بدم نمی خوام....

خدا به خاطر فرشته هام....

نه ب خاطر من!!!!

کمکم کن!!!!

ایمان جمعه پیش گف: "براتون از خدا صبر اتمام می خوام "

بهم صبر بده!

این آخریا خععععلی مهمتره!

هر نتیجه ای ک میخای بهم بدی با جون و دل قبول می کنم...

ولی ب بزرگیت قسم میدم ک یه نگاه ب عزیزای زندگیم بندازی بعد....!

این جمله رو از آرشیو یه عزیزی برداشم ک پارسال تو همین روزا بود...

"نشونم بده میشه وقتی بخوام....

تو برف زمستونیم گل کنم...

تو این روز ها،

زندگی ساده نیست....

تو باعث شدی،

من تحمل کنم.... "  

خدایا... دست این بنده ی گناهکار و خطاکارتو بگیر...

ببخش گناها... اشتاها... و کوتاهی هامو...


+بلاگفاااااا!!!!!!!!  گندتو بزنننننننن! 

وقت پیدا کرده وا3 خراب شدن!  


+آهنگ "صبوری" از روزبه نعمت اللهی


بعدا نوشت:

یه وقتایی خدا یه فرشته هایی رو تو زندگیت قرار میده ک حتی بدون اینکه ببینیش

بدون اینکه کنارت باشه...

بدون اینکه هیچ شناخته قبلی از هم داشته باشین ...

تو همه ی شرایط کنارته... وقتی ک آرومی... وقتی ک پر از لبخند و عشقی...

وقتی ک شکستی...زنگ میزنه و اون حرف میزنه و تو تو سکوتی و فقط داری ب حرفاش گوش میدی

و آروم داری اشک میریزی...

بعد کم کم آروم میشی...بعد حس می کنی ک خدا تو قالب اون اومده و داره باهات حرف میزنه...

شب ک می خوابی... صب ک پامی شی و در تمام طول روز صداش تو گوشته ک می گی:

"غزال... بالاخره آرامش و به دست میاری "

آرامشمو با تو دارم به دست میارم عزیزم...

با اس هایی ک بهم میفرستی...

تو ک نبودی خععععلی عقب تر بودم... 

نمی دونم چه جوری باید ازت تشکر کنم... نمی دونم چه جوری باید جواب این همههههههههههه 

خوب بودنتو بدم....

زبونم قاصره.... 

دوست دارم زیااااااااااااااااااااد خععععععععععععععلیییییییییییییییی

" ده تا دوست دارم عشق ترینم "

 خدایا... شکرت ... فقط همین... شکرت....


[ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ Ghazal-eh ] [ هم نفس() ]