تبلیغات
.:: حس زندگی ::. - یادمه...

.:: حس زندگی ::.

* ...خدا همیشه تو لحظه های سخت نزدیک ترینه *

یادمه...


حدود 4 سال پیش تقریا... 

دوم دبیرستان بودم ک دوسام وبلاگ درست کرده بودن برا خودشون،

نفیسه،فاطمه،صدف..

گفتن غزال تو هم یکی درست کن دیه...

یه روز رفتیم سایت مدرسه برا منم وب درست کردیم

اون موقع دوسام گفتن ک برا ماها بلاگفاست بذار برا تو رو تو میهن بلاگ درست کنیم...

و من الآن چقدر خوشالم ک ب حرفشون گوش کردم،

یادمه ک

تو اولین پستم نوشتم وبم موضوع خاصی نداره

هر چی ک دوس داشته باشم مینویسم... بهونه های زندگیمو مینویسم...

حالا هم دارم ب بهونه ی یکی از عزیزای زندگیم مینویسم...

ک چرخه ی آشناییم باهاش اینطوری بود:

پارسال دبیر زبانمون گفت ک بچه ها برنامه های "ایمان سرورپور " رو میبینین؟ 

تو ی کلاس 23 نفری فقط پریسا گفت ک آره!!!!!!

خعععلی تاکید داشت ک حتمن ببینین!

من همش یادم میرفت! تا اینک ی روز همون تو مدرسه رو ساق دستم با خودکار نوشتم تایم برنامه رو،

تا رسیدم خونه آلارم گوشی رو هم تنظیم کردم...

جمعه شد... و من دیدم.... دیگه نتونسم ازش دل بکنم

شدم پایه ی ثابت برنامه هاش...

عاشق حرفاش شدم...

ب دلم نشست... بدجور...

یه سری ک نتونسته بودم ببینم اومدم از اینترنت دان کنم ک ب صورت خعلی اتفاقی از

بین اون همه سایت رفتم ب "مرجع تخصصی کنکوری ها "

دان کردم برنامه رو و هر از چند گاهی ب اون سایت میرفتم...

ک شدم عضو ثابت سایتش

همین طور شانسی ب چن تا وبلاگ سر زدم اولش خعععلی عادی

بعد یکی از بچه ها تو لینکاش ی وبی بود ب اسم "  .::کنکور را "زندــهــ ـ گــــی " کن ::. 

شعار وبش خعععلی بهم چسبید ... همین طور بهش سر میزدم...

ی پست گذاشته بود ک "فاطمه ب نیت تو مینویسم..."

آخ ک چقدر با اون پستش گریه کردم

بهش ی کامنت گذاشتم ک فک کنم بعد یک یا دو هفته بعد جوابمو داد!! :///

بعد شدم معتاد وب و نوشته هاش... :)

بعد اینکه شماره ی همدیگه رو گرفتیم صب ک بیدار شدم بهم پیام داده بود

خوشال شدم ... خععععلیییی :))

بهش اس دادم... اوایل خجالت میکشیدم ک زود زود بهش پیام بدم

ی بار بهش گفتم ک : معتادت شدم... دس خودمم نی!!! :))

کم کم رایطم باهاش بهتر شد... شد برام ی دوسی ک همه ی درد و دلامو  میشنید..

تو روزایی ک خودش حالش خوب نبود همراهم بود...

شد  عشقم  

کسی ک فک میکنم وجه مشترک زیادی با هم داریم...!

دوسش دارم... اونقد زیاد هس ک نمی تونم وصفش کنم...

من ممنون خدام هستم ... چون همیشه کسایی رو تو زندگیم آورده ک خوب بودن :)

این فرشته با کیلومتر ها فاصله اونقدر منو آروم کرده ک کسایی ک نزدیکم بودن این آرامشو بهم ندادن!!!

نمی تونم از خوبیش بنویسم... نمیدونم ک اصن چی باید بگم...

فقط میگم ک دوسش دارم همین! 

از خدا براش ی زندگیه آروم و پر از عشق و سعادت و خوشبختی و عاقبت بخیری میخام

از خدا میخام ک حافظ اون و همه ی عزیزای زندگیش باشه...

از خدا میخام ک امتحانای این ترم و ترم های بعدی و تو تموم امتهانای زندگیش موفق و سربلند بشه :)

از خدا میخام ک لحظه ای چِش ازشش برنداره...

از خدا میخام........


پ.ن 1: قصدم نبود ک همچین پستی بذارم... دلم خاس...فقط به هوای تو...  



خعلی کلیپ خوبیه... خععععلی دوسش دارم :)

سحر یکی از آرزو هایی ک میکنه با کمک تو برآورده شدا!یادته؟؟؟ 



بعدا نوشت : اون اسلایدی ک می ساختم آماده شد :)


+بچه ها کسی می دونه "پچ" یا "ریجستر " کردن ی نرم افزار چ طوریه؟؟؟؟ کارم گیره :(


[ سه شنبه 26 خرداد 1394 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ Ghazal-eh ] [ هم نفس() ]